بررسی مسائل اجتماعی

پژوهش در حیطه مطالعات اجتماعی و آموزشی

فنون مطالعه

 سرعت مطالعه را افزايش دهيد!

1- دكتر فيل ريس پيشنهاد مى‏كند، اگر قصد داريد سرعت مطالعه را افزايش دهيد، حتماً ابتدا به فهرست مندرجات كتاب نظرى دقيق بيندازيد تا كليت كتاب را به دست آوريد.
2-  تند خوانى هميشه مناسب نيست. در مطالبى كه به تعمق و تأمل نياز دارد اصلاً نبايد به كار گرفته شود.
3- مغز ما هميشه تندتر از بيان ما كلمات را دريافت مى‏كند. براى افزايش سرعت سعى كنيد عادت بلند خوانى كتاب راترك كنيد.
4- تمرين كنيد، به جاى درك لغت به لغت يك جمله، به درك گروهى لغات عادت كنيد.
5- به نظر نويسنده كتاب «تسريع در خواندن و درك» يكى از عوامل كندخوانى برگشت است؛ يعنى آن كه فرد مرتب نگاه خود را به خطوط پيشين بر گرداند. اين كار تمركز فرد را از ميان مى‏برد و وقت زيادى را تلف مى‏كند. هنگام مطالعه چشم بايد به طور مستقيم و به موازات صفحه حركت كند و از پريدن به سطور بالا و پايين دورى جويد.
6- كسانى كه با انگشت خط مورد مطالعه را دنبال مى‏كنند، بايد اين عادت را ترك گويند؛ زيرا در تند خوانى فقط چشم كار مى‏كند نه دست و نه زبان.
7- نويسنده كتاب «مطالعه روشمند» بر اين باور است كه حتى تكان دادن سر هنگام مطالعه از سرعت مطالعه مى‏كاهد. پس بهتر است اين گونه بگوييم: در تند خوانى فقط چشم كار مى‏كند نه دست، نه زبان و نه سر. براى ديدن همه صفحه كتاب اصلاً به حركت سر نيازى نيست. صفحه، خود در دامنه بينايى قرار دارد.
8- ايشان از مشكل ديگرى به نام «خالى خوانى» نام مى‏برد كه عبارتست از سرگردانى چشم در حاشيه سفيد كتاب يا لابه‏لاى خطوط و يا هر قسمت غير مفيد صفحه. اين حالت را ديدن غير مفيد نيز مى‏گويند و موجب كاهش سرعت مطالعه مى‏شود.
9- حتى نوع ورق زدن نيز به صرفه‏جويى در وقت كمك مى‏كند. ورق زدن درست آن است كه با دست چپ واز گوشه بالايى صفحه صورت گيرد و چند لحظه قبل از پايان صفحه براى تورق آماده باشد. كسانى كه با دست راست و از گوشه پايينى صفحه ورق مى‏زنند، از سرعت و تمركز خود مى‏كاهند.  
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 17:12  توسط علیمراد موسی پور  | 

مراحل مطالعه

                           براي فهم بهتر و آسانتر يک کتاب بايد مراحلي را طي کنيد که عبارتند از:
1_ مطالعه فهرست کتاب
قبل از هر چيز بايد فهرست کتاب را نگاه کنيد اين کار در هنگام خريد ، نيز لازم است و اين عمل نشان مي دهد که آن کتاب ، کتاب مورد نظر شما هست يا نه؟
2_ بازديد مقدمه
با خواندن مقدمه ي کتاب مي فهميد که انگيزه ي نويسنده از نگارش کتاب چيست؟ و در مي يابيدکه انگيزه ي او با انگيزه شما همسوئي دارد ياخير؟
3_تورق کتاب
کل کتاب يا حداقل همان فصلي را که مي خواهيد بخوانيد ورق بزنيد و نمايي کلي از مطلب و فکر نويسنده به شما منتقل شود چرا که احاطه بر فکر نويسنده و روند کار و هدف او در کيفيت مطالعه موثر است
4_ مطالعه فصل به فصل
گر چه به مطالب يک کتاب علاقه ي فراواني داريد اما نبايد همه ي آن را يکجا مطالعه کنيد ، زيرا از اينگونه مطالعه  مطلب  به دست نمي آوريد بايد مطالب کتاب را فصل ، فصل مطالعه کرده و آنچه را از يک فصل فهميده ايد خلاصه برداري کنيد يا زير مطالب مهم علامت گذاري کنيد
5_ طرح سوال
پس از پايان هر فصل بايد سوالات را مطرح و جواب آنها را پيدا کرده و يادداشت کنيد ، اين عمل در درک مطلب بسيار موثر است
علاوه بر طرح سوال در آخر فصل در ابتداي فصل نيز طرح سوال لازم است و به شما کمک مي کند تا بفهميد  موضوع فصل راجع به چيست؟
6_ علامت گذاري
استفاده از يکسري علايم اختصاصي در مطالعه لازم است تا در ضمن مطالعه با اين علايم ميزان اهميت مطالب روشن شود اين عمل سبب مي شود که شخص از عمر خويش در راه پيشرفت بيشتر علمي استفاده کرده و از دوباره خواني و مطالعات کم اثر و کم نتيجه به دور باشد
7_ مرور مطالب

 

پس از مطالعه کل مطالب دوباره از اول شروع به مرور مطالب مهم  کنيد . برگرفته از سایت http://azaroloum.parsiblog.com/371990.htm

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 17:11  توسط علیمراد موسی پور  | 

چگونه مهارت های خواندن را پرورش دهیم.

 

حافظه انسان طوری است كه پس از چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می كند و بعد از یك شبانه روز فقط رؤوس مطالب را به خاطر می آورد. اما اگر در روش های مطالعه خود تجدید نظر كنید می توانید بر این ضعف ذاتی حافظه غلبه كنید. تعدادی از این روش ها را در زیر می خوانید:

▪ یك خواننده خوب كسی است كه تا جایی كه ممكن است:
- نكات اصلی مطلب را بگیرد.
- در مورد آنچه نویسنده می گوید فكر كند.
- فعال باشد نه منفعل.
- بر روی چیزی كه می خواند تمركز كند.
- هر چیزی را به آن موضوع مربوط است به خاطر بیاورد.
- آنچه را می خواند با زندگی شخصی خود مرتبط كن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 17:11  توسط علیمراد موسی پور  | 

روش مطالعه پس ختام

این روش یکی از مهمترین و معروفترین روشهای بهسازی حافظه است. نام این روش همانند نام انگلیسی آن (PQ4R) متشکل از حروف اول شش مرحله آن است.

مراحل پیش خوانی

در این مرحله کتاب یا مطلب بصورت یک مطالعه اجمالی و مقدماتی مطالعه شود. از جمله موارد این مرحله خواندن عنوان فصلها ، خواندن سطحی فصل ، توجه به تصاویر ، بخشهای اصلی و فرعی و خلاصه فصلها می‌باشد. هدف در این مرحله یافتن یک دید کلی نسبت به کتاب و ارتباط دادن بخشهای مختلف کتاب با یکدیگر می‌باشد.

مرحله سؤال کردن

پس از مطالعه اجمالی موضوعات و نکات اصلی ، به طرح سؤال در مورد آنها بپردازید. این کار باعث افزایش دقت و تمرکز فکر و سرعت و سهولت یادگیری می‌گردد.

مرحله خواندن

در این مرحله به خواندن دقیق و کامل مطالب کتاب پرداخته ، که هدف فهمیدن کلیات و جزئیات مطالب و نیز پاسخگوی به سؤالات مرحله قبل می‌باشد. در مرحله خواندن برای فهم بهتر مطالب می‌توان از کارهایی مثل یادداشت برداری ، علامت گذاری و خلاصه نویسی بهره جست.

مرحله تفکر

در این مرحله هنگام خواندن ، ساختن سؤالها ، و ایجاد ارتباط بین دانسته‌های خود ، درباره مطلب فکر کنید. در این مورد نیز مهمترین اصل همان بسط معنایی است. بسط معنایی ممکن است در مراحل پنجم و ششم نیز یعنی در مراحل از حفظ گفتنی و مرور کردن نقشی داشته باشد.

مرحله از حفظ گفتنی

در این مرحله باید بدون مراجعه به کتاب و از حفظ به یادآوری مطالب خوانده شده پرداخته شود و بار دیگر به سؤالاتی که خود فرد طرح کرده بود پاسخ دهد. در اینجا باید مطالب آموخته شده را در قالب کلمات برای خود کرده ، در غیر اینصورت لازم است که مجددا به خواندن مطالبی که آموخته نشده پرداخته شود. مرحله از حفظ گفتنی در پایان هر بخش انجام می‌گیرد و وقتی بخشهای یک فصل به اتمام رسید به مرحله بعد ، یعنی مرور کردن یا آزمون وارد می‌شویم.

مرحله مرور کردن

این مرحله ، که مرحله آزمون نیز می‌باشد، در پایان هر فصل انجام می‌گیرد. در اینجا به مرور موضوعات اصلی و نکات مهم و نیز ارتباط مفاهیم مختلف به یکدیگر پرداخته و در صورت برخورد با موضوعات مورد اشکال به متن اصلی یا مرجع مراجعه شود. یکی از راههای کمک به این مرحله پاسخگوئی به سئوالات و تمرینات پایان فصل است: اجرای این مرحله می‌تواند مقداری از اضطراب امتحان را کاهش دهد.

روش دقیق خوانی

هدف از این مرحله این است که مطالب کامل و دقیق درک شده و بصورتی سازمان یافته و منظم در حافظه نگهداری شود. برخی از فنون موجود که می‌تواند به روش دقیق خوانی کمک کند عبارتند از:

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 22:50  توسط علیمراد موسی پور   |  یک نظر

37 توصیه موثر در مطالعه

 

در اینجا به ذکر پیشنهادها و توصیه هایی پرداخته شده که رعایت آنها در هنگام مطالعه تقریباً برای همه افراد مفید و ضروری به نظر می رسد


1-هدف:
قبل از شروع مطالعه، حتماً هدف را مشخص کنید. هدف از مطالعه می تواند شامل لذت بردن از یک داستان، فهمیدن یک مطلب، شرکت در کنکور یا آمادگی برای امتحان و .... باشد.
2-اعتماد: اعتماد به خود و اعتقاد به توانستن، موفقیت و کامروایی را به ارمغان می آورد. به خود اعتماد کنید و معتقد باشید که قادر به انجام هر کاری هستید. هنگامی که شما حافظه خود را ضعیف   می دانید، به خود تلقین کرده اید که همه چیز را فراموش کنید.
3-برنامه ریزی: برای کارهای روزمره و تصمیمهای خود برنامه داشته باشید. برنامه ریزی، همت و پشتکار، پله های موفقیت را تشکیل می دهند. بر طبق برنامه عمل کنید و از اینکه نتوانستید کل برنامه را در مدت مقرر تمام کنید مایوس نشوید.
4-خونسردی: دلهره و اضطراب، عدم موفقیت را در بر دارد و شما را به سوی شکست خواهد کشاند. به شکست فکر نکنید و هرگونه دلهره و اضطراب را با ایجاد افکار مثبت و اعتماد به نفس از بین ببرید.
5-علاقه: علاقه در مطالعه، نقش مهمی ایفا می کند. اگر مطالب را با علاقه برای فهمیدن و یا برای یک هدف مشخص بخوانید، آنها را بهتر درک می کنید و بیشتر به خاطر خواهید سپرد.
6-تفکر و اندیشه مثبت: به همه مسایل و موضوعهای زندگی خود با نظر مثبت بنگرید. به آنچه هست فکر کنید، نه به آنچه نیست. تفکر منفی آثار زیانباری دربرخواهد داشت.
7-احساس رضایت: سعی کنید که پس از مطالعه هر مطلب، خود را تقویت و تشویق نمایید و احساس رضامندی و خود ارزشمندی کنید.
8-تمرکز حواس: برای به خاطر سپردن و یا به یاد آوردن هر مطلب باید تمرکز حواس داشته باشید. به عبارت دیگر، در حالی که حواس شما به چیز دیگری است، حافظه نمی تواند مطلبی را به خاطر بسپرد یا به یاد آورد.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 17:10  توسط علیمراد موسی پور  | 

 

راهکارهای دستیابی به خلاقیت در حل مسائل

 

سالهاست که بشر در پی کشف روشهایی پرورش  خلاقیت بوده و هست بر همین است با تلاشهای فراوان الگوهای متعددی برای تفکر خلاق عرضه شده و راه های گوناگون حصول خلاقیت بر شمرده شده اند. اندیشمندان این حوزه عقیده دارند  که تمامی افکار خلاقانه بشر از الگوی خاصی تبعیت می نمایند این الگو انعطاف پذیر به ما کمک می کند که متوجه شویم که ذهن فعال ما در کدام مرحله از تخیل خلاق قرار داشته و چگونه می توان به مرحله دیگر دست یافت. در مقاله حاضر سعی شده تا مراحل چهارگانه حل مسئله از طریق روش خلاقانه تشریح گردد . الف) گام اول، مطالعه کلی نگر؛ ب)گام دوم، ایده یابی ، پ) گام سوم، انتخاب بهترین ایده و آخرین گام، ارزشیابی راه حلهای انتخاب شده است. که در زیر به تشریح هر یک از این مراحل پرداخته شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 17:10  توسط علیمراد موسی پور  | 


احیای فرهنگی

باسمه تعالی

منظور من از بند الف یعنی احیاء عناصر فرهنگ  اصیل از قبیل احترام به هم نوع، احترام به اموال عمومی، احساس مسئولیت در برابر همدیگر  و حفظ حرمت بزرگان و پایبندی به این عناصر چیست ؟

   شاید شما خواننده محترم ٬ منظور بنده را بهتر از خودم درک کرده باشید ولی بااین حال چند مصداق برای آن عرض می نمایم .

    در مدت 18 سالی که از ابتدایی تا پایان دیپلم در اسلام آباد غرب بودم و بعد از آن در اعیاد نوروز و تابستان حضور می یافتم  همیشه شاهد دعواهای خیابانی ٬ بداخلاقی های مردم با همدیگر، توهین ها و ... در سطح شهر بودم .

    وقتی این مسئله را به طور تطبیقی با رفتارهای اجتماعی دیگر مردمان در شهرهایی نظیر تبریر در ایران، استانبول در ترکیه، باکو در آذربایجان ، بمبئی ٬ میسور ٬ بنگلور و پونا در هند ٬ جده در عربستان و . . .که مدتی را در آنها زندگی کرده ام مقایسه می نمودم

احساس می کردم که مردمان شهرم از نظر رفتار اجتماعی با همدیگر کمی بیش از حد معمول خشک و خشن هستند به طوریکه خشونت و دعوا در وجود بعضی از نوجوانان و جوانان نهادینه شده و به این مسئله به عنوان یک نوع ارزش نگاه می کنند؛ در حالیکه می توان با پرهیز از هر گونه برخورد فیزیکی و جدل هر نوع مشکل را حل و فصل نمود؛ مصداقهای بیشماری را برای این مسئله می توان عنوان نمود از میزان آمار پروندهای موجود در کلانتریها ٬ تا ضرب و شتم هایی که بدون حضور در کلانتری خاتمه می یابند و . . .

    البته در اینجا به دنبال دلیل وجود این مشکل نیستیم و کاری به چرایی آن نداریم مسلما این رفتار ناشی از وجود مشکلات عدیده ای است که مردم در طول سالهای گذشته با آن دست به گریبان بوده اند٬ از فقر و محرومیت قبل از انقلاب گرفته تا هشت سال خط مقدم جنگ بودن و خرابی ها و خسارتهای مادی و روحی جنگ  تحمیلی و   . . . که در جای خود به آن خواهیم پرداخت .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 16:51  توسط علیمراد موسی پور  | 

شایسته سالاری

باسمه تعالی

با سلام

و اما منظور اینجانب از بند دوم یعنی  تلاش برای جا انداختن شایسته سالاری و کلی نگری به جای قبیله محوری و باند گرایی بین آحاد مردم و پایبندی مسئولین به این امر، یعنی فارغ از هر نوع تعصب و خودمحوری ، مصالح جامعه را بر خواسته های خود ترجیح دهیم،

و این یعنی شایسته سالاری

که یکی از ارکان اساسی برای دموکراسی  است، یعنی ما بپذیریم که خیلی از افراد هستند که فامیل ما نیستند ٬ در خانواده ما نیستند ٬ با ما نسبتی ندارند

اما

برای بر عهده گرفتن مسئولیت ٬ از ما و افراد فامیل و قبیله ما  ارجح و اصلح  هستند،

مدرک دانشگاهی معتبرتر و مرتبط تری دارند،

تجربه های بیشتری دارند،

پس

باید به توان و تجربه آنها احترام گذاشت و از آنها حمایت نمود

 نه اینکه چون قبیله ی ما بزرگترین  قبیله است پس مسئولین باید از افراد قبیله و فامیل ماباشند

 ( حتی اگر سطح مدرک یا رشته و تجربه آنان مرتبط نبود مهم نیست  ٬ فقط این مهم است که با ما مرتبط باشند و تامین کننده خواسته ها و منافع ما باشند یعنی مصداق  ضرب المثل " بد خودمان از خوب دیگران، بهتر است"

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 16:50  توسط علیمراد موسی پور  | 

نقش مجمع نخبگان در تصمیم گیری

باسمه تعالی

با سلام

 شکل گیری مجمع نخبگان شهرستان ( گروههای مرجع دانشجویی، فرهنگیان، بازنشستگان، ورزشکاران و... ) چه اثر و نتیجه ای در راستای دستیابی به برنامه های اصولی و توسعه محور از طریق فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری،  دارد ؟

    قریب به 20 سال پیش ٬ یک شب در خوابگاه دانشجویی با هم اتاقی من که اهل شهر بناب بود تماس گرفتند و از وی دعوت کردند تا در یک جلسه در خصوص راه اندازی یک ورزشگاه هم اندیشی نمایند . بعد از چند روز که از  شهرشان برگشت و  به خوابگاه آمد ماجرا را از وی  جویا شدم .

   ایشان چنین گفتند که ما در شهرمان یک تشکل دانشجویی بزرگ داریم که در آن اساتید و بزرگان هم حضور دارند . این تشکل در خصوص تمامی مشکلات و مباحث شهر به مسئولین مشاوره می دهد، و مسئولین شهر نیز از ایده ها و تصمیمات ما استقبال  و استفاده می کنند. این بار هم مبلغ 35 میلیون تومان برای راه اندازی یک ورزشکا لازم بود که در این نشست از طریق خیرین جمع آوری کردیم و مشکل را حل کردیم؛

    حال قریب به 20 سال از موضوع گذشته و اگر شما شهر بناب را از نزدیک مشاهده کنید متوجه خواهید شد که پیشرفت و توسعه این شهر به تنهایی حداقل برابر با 60 درصد کل استان کرمانشاه است در حالیکه که آن موقع یک شهر معمولی مانند اسلام آباد غرب بود که حتی یک کارخانه نظیر کارخانه قند نداشت اما امروز  چندین کارخانه بزرگ ٬ مرکز تحقیقات اتمی، چندین دانشگاه و دانشکده  و ...  دارد.

 به طوریکه سه سال قبل برای یک کلاس آموزشی به عنوان مدرس  به این شهر رفته بودم یکی از فرهنگیان ساکن آنجا می گفت که روزانه چندین مینی بوس کارگر از اطراف برای کار به شهر ما می آیند و ما در شهر با مشکل کمبود کارگر مواجه هستیم . در کل می توان گفت که قسمت عمده این توسعه و پیشرفت مرهون وجود این تشکل دانشجویی بوده است .       

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 16:50  توسط علیمراد موسی پور  | 

فرهنگ نقد و انتقاد

باسمه تعالی

چگونه می توان یک جو پرسشگرانه و منتقدانه  نسبت به عملکرد مسئولین شهرستان با بهره گیری از توان رسانه ای و مطبوعاتی منطقه شکل داد؟

شکل گیری این فضا نیازمند بسترهای خاص خود می باشد که کلیات آن را ذکر می نمایم؛

الف) آشنایی مردم و مسئولین با اهمیت نقد و انتقاد و چگونگی بیان انتقاد. فهم این مطلب که انتقاد با عیب گیری و مچ گیری متفاوت بوده و فرد منتقد با آگاهی و علم به موضوع مورد نقد ٬ اطلاعات ٬ تجارب و یافته ها ی خود را در قالب راه حل های احتمالی به نقد شونده انتقال می دهد.

    در واقع منتقد اطلاعات علمی و کارشناسانه خود را به طور رایگان و به عنوان یک مشاوره رایگان و به دور از حب و بغض شخصی به انتقاد شونده انتقال می دهد و به شکلی وی را در راستای انجام وظیفه اش یاری می نماید .  در مقابل ٬ مسئول نقد شونده با گشاده رویی و بلند نظری بدور از تعصب و توجیه های غیر منطقی و مسئولیت گریزانه ٬ ضمن بررسی نظرات و دیدگاه های منتقد، در صورت امکان از آن بهره می گیرد.   

ب) یادمان باشد که خیلی از انتقادات ما کارشناسانه و علمی نبوده و فقط بر اساس مشاهدات شخصی خود ما بوده و در صورت ابراز آن ضمن رنجاندن دیگران و مسئولین ، هیچگونه کمکی به حل مشکلات جامعه نخواهد کرد، پس تلاش کنیم غیر کارشناسانه  و  احساسی در خصوص مسائلی که در حیطه تخصص ما نیست ابراز نظر نکنیم و به نظر متخصصان احترام بگذاریم. 

ج) سعی شود تا انتقادات نه به شکل شفاهی بلکه به شکل کتبی و از کانال متبوعات محلی و منطقه ای  ابراز و اعلام گردد.

د) بر اساس حدسیات و شنیده های دیگران که گاه ناشی از تعصب و بغض و به دور از مشاهده و یقین است راجع به مسائل انتقاد نشود .

ه) سعی شود تا با برگزاری جلسات پرسش و پاسخ  از مسئولین دعوت به عمل آید  و پرسشها و نظرات منتقدانه خود آن را در قالبی مستند و محترمانه ابراز دارید . 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 16:50  توسط علیمراد موسی پور  | 

زمان را ازدست ندهیم !

زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند !
                                                 دیروز به تاریخ پیوست و  

                                                                                   فردا معما است .
امروز ما هدیه ای است که باید قدر آنرا بدانیم.

     اگر چه زمان می گذرد اما برای بعضی ها سریع و خوش؛ برای بعضی ها سخت و کنُد؛ بعضی ها از زمان خاطره ای خوش و کوله باری از تجربه با خود دارند و برخی خاطرات تلخ و عبرت آموز  آن را؛

   در هر حال آنچه امروز داریم حاصل تجارب و عبرتهای گذشتگان ماست، اگر امروزه ما در رفاه و آسایش هستیم حاصل کار عقلانی و آینده نگری های آنان است و اگر غیر از این است حاصل عافیت طلبی و کوته نظری آنان خواهد بود . اینکه می گویند تاریخ گذشته چراغ راه آینده است، یعنی از تاریخ پر فراز و نشیبمان درس بگیریم و طوری عمل کنیم که آیندگانمان در مورد مان منفی قضاوت نکنند و یا حداقل زمینه ساز رنج و بدبختی آیندگانمان نباشیم. 

اینکه فردا معماست ، به این معنی نیست که قابل پیش بینی نیست ، بلکه فردا برای آنان که برنامه ریزی می کنند ،  و در راستای اهداف برنامه ریزی شده فعالیت می نمایند روشن و زیباست و برای آنان که به امید دیگران نشسته و در رویاهای خویش سیر می کنند آینده جز آه و افسوس چیزی به بار
نمی آورد .

و در پایان امروز برای ما هدیه ای است که باید قدر آنرا بدانیم. بله باید قدر زمان را بدانیم ؛ به قولی وقت طلاست و باید ارزش همه لحظات آن را دانست و از آن استفاده بهینه نمود ؛ برنامه ریزی کرد . چون زمان تنها چیزی است که قابل بازگشت و بازیابی نیست. متاسفانه برخی از افراد تن پرور، از هر کار و فعالیتی گریزانند و حتی زحمت فکر کردن را به خود نمی دهند به بیانی گرفتار " مفهوم ده نمک" شده اند، به این معنی که در حال وضعیت نامساعد و نامناسبی دارد اما در مورد چگونگی برون رفت از آن هیچگونه فکری نمی کند، یا از مشاوره افراد آگاه و دانا بهره نمی گیرد، فقط و فقط در ذهن خود مشکلات و مصائب را مرور می کند و به طور ذهنی بر بار و سنگینی آن می افزاید و با ساختن دیوارهای نامیدی در ذهن خود زمینه ساز جمود و عدم فعالیت خود می گردد. وقتی فرد با جمود فکری و منفی نگری، ساختار نگرشی منفیی را در ذهن خود پیکر بندی کرد در واقع رفتار اجتماعی و به تبع آن فعالیت و موفقیت خود را بر اساس همان ساختار منفی پایه ریزی نموده که حاصل آن ماندن در ناآیمدی و تجربه کردن شکست است .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 16:49  توسط علیمراد موسی پور  | 

مهمترین مشکلات فرهنگی منطقه چیست؟

                                                    باسمه تعالی

تعدادی از دوستان ضمن نقد  نظ رات اینجانب، به بنده یادآورد شده اند که مسائل اجتماعی شهر را  صریح بیان نکنم  اما بنده به این اعتقاد ندارم چراکه که در وهله اول شناخت مسئله و ابعاد و زوایای آن، خود 50 درصد حل مسئله است و با پوشاندن مسئله یا پاک کردن صورت مسئله نمی توان آن را حل نمود؛ پس باید بپذیریم که مشکلات عدیده ای در منطقه و شهرمان در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی وجود دارد، در ثانی من به این بیت شاعر بزرگوار مولانا جلال الدین رومی که
می فرمایند:

کار مردان روشنی  و گرمی است                              کار دونان حیله و بی شرمی است

بسیار اعتقاد دارم؛ و اگر بخواهم مشکلات اجتماعی و فرهنگی شهرمان را لیست کنم حتما به این موضوع " واقعیت گریزی؛ کتمان مشکلات و مصائب؛ کلی گویی، خودتقدیسی؛ خود برتر بینی؛ مسئولیت گریزی؛  نگاههای کلیشه ای و قالبی نسبت به دیگران؛ دیگر هراسی و... خواهم پرداخت و اعتقاد دارم که می توان با کمک شماها مشکلات اساسی و بنیادی حوزه فرهنگی را حداقل به طور کلی شناخت و شاید بتوان چاره ای برای آنان یافت.

 بر همین اساس از تمامی متخصصان و صاحب نظرانی که در حوزه علوم انسانی و اجتماعی فعالیت دارند و تعداد آنان در منطقه کم نبوده و خوشبختانه از نظر علمی در کل کشور عزیزمان منشاء خیر و برکت هستند استمداد می طلبم، امید است که این وبلاگ زمینه همکاری و هم افزایی علمی و فرهنگی همشریان عزیر را ولو اندک فراهم آورد  و دوستان و عزیران همشهری، ما را از  نظرات و دیگاههای ارزشمند خود  بهره مند نمایند.

اگر چه ریشه مشکلات فرهنگی در بستر تاریخی و فرهنگی است که به درازنای عمر بشر می رسد و همه ما اگر چه در قالب فرهنگی اجتماع متولد می شویم و تحت تاثیر یک جبر اجتماعی  ناشی از ساختار موجود جامعه قرار می گیریم (دورکیم) ولی تجربه نشان داده است که افراد می توانند ساختارهای تحمیل شونده گذشته را در هم شکسته و زمینه رهایی خود و دیگران را از قید و بندهای بی پایه غیر اصولی ناشی از عرف و سنن را فراهم آورند(گیدنز)، (لازم به یادآوری است که خیلی از عرف ها و سنن که در قالب هنجارهای فرهنگی قرار می گیرند بسیار مفید و ارزشمند بوده و وجودشان برای ادامه حیات و بقای جامعه لازمند اما بعضی از سنن و عرفها که مشکلات لیست شده در بالا گاهی در قالب آنان تبلور می یابند و خود را در رفتارهای اجتماعی نشان می دهند مضر و شکننده خواهند بود که در جای خود به  آنها خواهیم پرداخت ) .

حال به نظر شما مهمترین مشکلات فرهنگی منطقه چیست؟ راه حل برون رفت از آن کدام است؟

حال به نظر شما مهمترین مشکلات اقتصادی منطقه چیست؟ راه حل برون رفت از آن کدام است؟

24خرداد سال 90 باکوی آذربایجان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 10:13  توسط علیمراد موسی پور  |  یک نظر

تا دیر نشده است ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 16:49  توسط علیمراد موسی پور  | 

 مشکل بیکاری و آثار آن
•رشد سریع جمعیت در دهه شصت
•عدم سرمایه گذاری اقتصادی
•مشکل ساختار اقتصادی کشور به دلایل جنگ تحمیلی
•محاصره اقتصادی و تحریم های گسترده  خارجی     
•بیکاری
•شکل گیری مفاسد مختلف اجتماعی
•(خشونت؛ اعتیاد ؛ وندالیزم و.....

با توجه به دو دیاگرام اگزیوماتیزه بالا راه حل دو مشکل عمده بالا  یعنی شکاف بین نسلی (تفاوت ارزشها و هنجارهای نسل نوجوان  و جوان با پدرانشان) و مشکل بیکاری که تا حدودی تابعی از سطح انتظارات بالا است چه می تواند باشد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 16:48  توسط علیمراد موسی پور  | 

استان ده نمک
باسمه تعالی

یکی از خوانندگان محترم وبلاگ از بنده خواستند که داستان  " ده نمک " را که در یکی از نوشته های قبلی به آنان اشاره کرده بودم را بازگو نمایم . بنده هم به طور خلاصه داستان و نتایج آن را می نویسم.

داستان:

    روزی تعدادی از دانشجویان دانشگاه تهران به منظور گردش علمی از مسیر ورامین راهی شمال کشور می شوند . در مسیر  قبل از اینکه به شمال برسند در نواحی بیابانی یک روستا به نام " ده نمک" را مشاهده می کنند . این روستا به این دلیل به " ده نمک" معروف است که درآمد و معاش مردمانش جمع آوری سنگ نمک  خُرد کردن و فروختن آن بوده، با توجه به قیمت ناچیز نمک تمامی فعالیتهای سخت و خسته کننده آنان از صبح تا شب معادل مقدار پولی می شده که برای گذران یک زندگی بخور و نمیر هم کفایت نمی کرده است؛

     بعد از مدتی دانشجویان به روستاهایی با زمین های حاصلخیز و پوشیده از جنگل ها و مزارع سرسبز با دامداری پررونق رسیدند و با مشاهده وضعیت معیشت همراه با رفاه این مردمان به یاد ساکنان تهی دست ده نمک افتادند و به حال آنان کمی دل سوزاندند و آرزو کردند که ایکاش وضعیت نامطلوب مردمان ده نمک همانند این مردمان تغییر می کرد.

     اما مشکل اساسی مردمان ده نمک این بود که به وضعیت موجود عادت نموده و بدتر از آن اینکه به تغییر وضعیت موجود

 یا رسیدن به وضعیت مطلوب

 اصلا فکر نمی کردند .

     شاید به این که دنیای آنان محدود بوده و  تمام  مواهب جهان را محدود به روستای کوچک و فقیر خود می دیده اند!

     اگر این مردم کمی اگاهی و اطلاعات از جاهای دیگر  داشتند، راهی برای تغییر وضعیت خود به ذهنشان می رسید و قطعا در صدد ایجاد تحول در زندگی خود می بودند . 

درس این داستان:

همیشه در صدد یادگیری و آموختن و یا حداقل آشنایی با اطلاعات و یافته ی جدیدی باشیم که در زندگی فردی و اجتماعی ما را یاری می دهند. به وضعیت موجود عادت نکنیم و به روش زندگی و تکرار عادات خود، تعصب نداشته باشیم،

یادمان باشد که همیشه وضعیتی بهتر و مطلوبتر از وضعیت کنونی برای ما وجود دارد که باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم.

آبی که برآسود، زمینش بخورد زود                             دریا شود آن سیل، که پیوسته روان است  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 10:46  توسط علیمراد موسی پور  |  یک نظر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 16:48  توسط علیمراد موسی پور  | 

نگاهی به مسائل پیش آمده در خمینی شهر و کاشمر و برخورد قوه قضایئه با موضوع

                                                        به بهانه

نگاهی به مسائل پیش آمده در خمینی شهر و کاشمر  و برخورد قوه قضائیه با موضوع

سؤال اساسی این است که این نوع مسائل چرا در ایران رخ می دهند؟ چرا در سایر کشورها این قبیل مسائل رخ نمی دهند؟  خیلی ها در جواب می گویند که در کشورهای دیگر بی بند و باری هست و آنها دارای هیچ  قید و بندی در این امور نیستند، وقتی از آنها می پرسیم که این پاسخ را بر اساس کدام اطلاعات ارائه می دهید؟ در جواب می گویند که از دیگران شنیده ایم و یا از فیلم های آنها
دیده ایم. در حالیکه اگر خود شما به برخی از کشورها سفر کنید و از نزدیک مشاهده نمایید متوجه
می شوید که در همه جا قید و بندهای اخلاقی و هنجارهای خوب و بد اجتماعی وجود دارد و شما در هیچ جای این کره خاکی، جامعه ای را ولو ابتدایی و بدوی، بدون چارچوبهای هنجاری(عرف وسنن) نخواهید دید به طوریکه هیچ متخصص مردم شناسی تا کنون در هیچ کتاب مردم شناسی به
جامعه ای بدون هنجارهای اخلاقی  اشاره ننموده است .

اما با مقایسه رفتار ارتباطی مردم بالاخص نوجوانان و جوانان در ایران با دیگر کشورها،  چندین تفاوت عمده را مشاهده خواهید نمود، که به چند مورد از آن اشاره می شود:

1)     میزان استفاده از مواد آرایشی در ایران خیلی زیاد است به طوریکه طبق آمار، ایران جزء اولین کشورهای پرمصرف و وارد کننده مواد آرایشی در جهان است.در برخی از جوامع حداکثر مواد آرایشی مورد استفاده یک کرم ساده است.

2)     متاسفانه علاقه و استقبال پسران ایرانی به آرایش روز به روز در حال فزونی است در عوض  شما این مسئله را به طور نادر در جوامع غربی می توانید ببینید. موهای فشنی که خیلی از نوجوانان و جوانان  با این طریق آرایش می کنند خاص گروههای مختلف ضد فرهنگ در غرب است و آرایش پسران حتی در غرب بسیار ساده است.

3)        موضوع زشت و بسیار ناپسند " متلک و تیکه پرانی" به دختران و زنان در خیابان که تا حدی به رویه رفتاری برخی از نوجوانان و جوانان ایرانی تبدیل شده است که به طور مطلق در دیگر جوامع مشاهده نمی شود .

4)     نگاههای خیره و آزار دهنده نوجوانان و جوانان پسر به دختران و زنان جوان همراه با تعقیب های نگاهی، یکی از مشکلات آزار دهنده برای بانوان در ایران است در حالیکه در بعضی از این جوامع این مسئله جرم محسوب می شود. در در برخی از جوامع که از نظر مذهبی لائیک هستند میزان حجب و حیای اجتماعی بین پسران به قدری بالاست که انسان از شکل تربیت و خاستگاه اجتماعی این نوع رفتارها متعجب می شود!

 

          حال به نظر شما علت شکل گیری این قبیل مسائل چه می تواند باشد؟ ؛

در حالیکه فرهنگ جامعه ایرانی کاملا اسلامی بوده و رفتار قاطبه مردم رنگ و بوی مذهبی دارد و مسائل ذکر شده در بالا با فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی کاملا در تضاد است!.

-           چرا در دیگر جوامع کسی نه با نگاه ، نه با حرف و ... هیچگونه مزاحمت و مشکل برای دیگران ایجاد نمی کند ؟

-           شما اگر ده دانشگاه در ده کشور مختلف جهان از شرق تا غرب را مشاهده کنید از طریق نوع آرایش و سبک پوشش لباس، دانشجویان ایرانی را راحت تشخیص می دهید. چرا؟

-     عموما سبک پوشش در بین قشرها و گرووهای مختلف اجتماعی با توجه به نوع فعالیت آنها متفاوت است، به طوریکه از طریق پوشش می توانید بگویید که این فرد دانش آموز، دانشجو، هنرمند و... است، ولی شما این تفاوت را در ایران مشاهده نمی کنید. چرا؟  

 

چاره ای باید اندیشید؛ راهی باید جست؛  

با توجه به نظر جامعه شناسان، هنجارها و ارزشهای اجتماعی به عنوان عامل پیوستگی و اتصال افراد جامعه  به همدیگر عمل نموده و بستر ساز یکپارچگی و همبستگی اجتماعی است  و در صورت ایجاد اخلال و تضاد در هنجارها و ارزشها،  جامعه دچار نابسامانی و آنومی می گردد که نتیجه آن جز ایجاد اضطراب و تشویشهای روانی در زندگی مردم نخواهد بود .

بر همین اساس جامعه شناسان از ارزشها به عنوان "چسب اجتماعی" و از هنجارها به عنوان "قالب رفتار" یا "الگوی رفتاری معمول" بین مردم یاد می کنند و هر جامعه ای برای بقاء و تداوم ارزشهای و هنجارهای خود ار نسلی به نسل دیگر، هزینه های گزافی را از طریق نهادهای مختلف اجتماعی نظیر مهد کودکها، مدارس، دانشگاهها، رسانه های گروهی، مطبوعات و..  می پردازد و هر چه در این زمینه سرمایه گذاری بیشتری صورت گیرد، امنیت اجتماعی و سلامت روانی مردم آن جامعه تضمین شده است .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 16:48  توسط علیمراد موسی پور  |